غزل شمارهٔ 428
Poet: Urfi
Toggle stanza 1منم که پارهٔ دل در دهان غم دارم
11
منم که پارهٔ دل در دهان غم دارم
به زیر ناصیه صد آستان غم دارم
22
دلی که زخم پذیری کند نمی بینم
وگر نه تیر نفس در دهان غم دارم
33
اگر چه جان به غمت داده ام، به گفتهٔ خویش
اگر غمت بگریزد زیان غم دارم
44
بگو به شادی وصلت که تیغ بردارد
که میل زمزمهٔ الامان غم دارم
55
چرا غمش نکند بر من اعتماد که من
ستم کشیده ولی مهربان غم دارم
66
گر از بهشت شود معصیت عنان تابم
هزار شکر که صد بوستان غم دارم
77
چگونه فهم حدیثم کنند بی دردان
که شهرزاد ملالم، زبان غم دارم
88
از آن دیار عدم شد مسخرم عرفی
که صد سپاه بلا در عنان غم دارم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

