غزل شمارهٔ 300
Poet: Urfi
Metre: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
Rhyme: ونجوشمیزند
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1دودی ز دل برآمد و خون جوش می زند
11
دودی ز دل برآمد و خون جوش می زند
خون می چکد ز عقل و جنون جوش می زند
22
ای سامری زیاده کن افسون و دم که باز
دردم به رغم سحر و فسون جوش می زند
33
پژمرده گشته بود کهن داغ های دل
در لاله زار خنده کنون جوش می زند
44
تا جنتم به فال در آمد، بهشت را
اندوه در برون و درون جوش می زند
55
در وادیی گمم که ز دل های تشنکان
چندین هزار چشمهٔ خون جوش می زند
66
تا زخم دل گشوده و در خون نشسته ام
در آتشم درون و برون جوش می زند
77
عرفی کجاست غمزه، به تقلید او که باز
در صیدگاه، صید زبون جوش می زند
Sources
Persian text source: Ganjoor

