غزل شمارهٔ 180
Poet: Urfi
Toggle stanza 1ما کسی را نشناسیم که غم نشناسد
11
ما کسی را نشناسیم که غم نشناسد
هست بیگانه مرا آن که الم نشناسد
22
من و آن غمزه که چون تیغ برآرد ز میان
طایر بتکده و مرغ حرم نشناسد
33
شرم باد از صنمی، برهمنی را که اگر
در حرم دیده گشاید به صنم، نشناسد
44
یا رب آن کس که کند تهمت شادی بر من
تا ابد کام دلش لذت غم نشناسد
55
با شهیدان شهادت که غم راز لبم
زخم ما مرهم و الماس به هم نشناسد
66
دل عرفی بود آسوده ز هر بود و نبود
دو جهانی که وجود است، عدم نشناسد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

