بخش 48 - انجامش روزگار نظامی
Toggle stanza 1مغنی ره رامش جان بساز
11
مغنی ره رامش جان بساز
نوازش کنم زان ره دلنواز
22
چنان زن نوا از یکی تا به صد
که در بزم خسرو زدی باربد
33
نظامی چو این داستان شد تمام
به عزم شدن نیز برداشت گام
44
نه بس روزگاری برین برگذشت
که تاریخ عمرش ورق در نوشت
55
فزون بود شش مه ز شصت و سه سال
که بر عزم ره بر دهل زد دوال
66
چو حال حکیمان پیشینه گفت
حکیمان بخفتند و او نیز خفت
77
رفیقان خود را به گاه رحیل
گه از ره خبر داد و گاه از دلیل
88
بخندید و گفتا که آمرزگار
به آمرزشم کرد امیدوار
99
ز ما زحمت خویش دارید دور
شما وینسرا ما و دارالسرور
1010
درین گفتگو بد که خوابش ربود
تو گفتی که بیداریش خود نبود
Sources
Persian text source: Ganjoor

