بخش 114 - نتیجه افسانه خسرو و شیرین
Toggle stanza 1تو کز عبرت بدین افسانه مانی
11
تو کز عبرت بدین افسانه مانی
چه پنداری مگر افسانه خوانی
22
درین افسانه شرطست اشک راندن
گلابی تلخ بر شیرین فشاندن
33
بحکم آنکه آن کم زندگانی
چو گل بر باد شد روز جوانی
44
سبک رو چون بت قبچاق من بود
گمان افتاد خود کافاق من بود
55
همایون پیکری نغز و خردمند
فرستاده به من دارای در بند
66
پرندش درع و از درع آهنینتر
قباش از پیرهن تنگ آستینتر
77
سران را گوش بر مالش نهاده
مرا در همسری بالش نهاده
88
چو ترکان گشته سوی کوچ محتاج
به ترکی داده رختم را به تارج
99
اگر شد ترکم از خرگه نهانی
خدایا ترک زادم را تو دانی
Sources
Persian text source: Ganjoor

