Toggle stanza 1
جهان به طره عنبرفشان بیارایی
1

جهان به طره عنبرفشان بیارایی

به عقد سلسله صد دودمان بیارایی

2

به رخ ولایت خاورستان کنی تسخیر

به خال کشور هندوستان بیارایی

3

همه مسیح دمان گوش بر کلام تواند

که نظم و نثر به حسن بیان بیارایی

4

هزار جان زلیخا دود به استقبال

به حسن یوسفی ار کاروان بیارایی

5

به زیب صدرنشینان خلل نخواهد کرد

به نقش جبهه ام ار آستان بیارایی

6

چو نوگل توام اردیبهشت عمر شکفت

که مهرگان چمنم از خزان بیارایی

7

هوای جان نکند بلبلی که مست شود

اگر به شاخ گلش آشیان بیارایی

8

مرا دلیست سیه پوش در مصیبت عمر

کنون تو ناز و ستم را دکان بیارایی

9

چو ماهی از عطشم کشته ای چه سود دهد؟

به لعل و گوهرم ار استخوان بیارایی

10

به مرگ هم نرود خار خار غم ز دلم

مزارم ار به گل و ارغوان بیارایی

11

سخن رسید «نظیری » به آسمان وقتست

که گوش حلقه کروبیان بیارایی

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 554 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood