غزل شمارهٔ 554
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1جهان به طره عنبرفشان بیارایی
11
جهان به طره عنبرفشان بیارایی
به عقد سلسله صد دودمان بیارایی
22
به رخ ولایت خاورستان کنی تسخیر
به خال کشور هندوستان بیارایی
33
همه مسیح دمان گوش بر کلام تواند
که نظم و نثر به حسن بیان بیارایی
44
هزار جان زلیخا دود به استقبال
به حسن یوسفی ار کاروان بیارایی
55
به زیب صدرنشینان خلل نخواهد کرد
به نقش جبهه ام ار آستان بیارایی
66
چو نوگل توام اردیبهشت عمر شکفت
که مهرگان چمنم از خزان بیارایی
77
هوای جان نکند بلبلی که مست شود
اگر به شاخ گلش آشیان بیارایی
88
مرا دلیست سیه پوش در مصیبت عمر
کنون تو ناز و ستم را دکان بیارایی
99
چو ماهی از عطشم کشته ای چه سود دهد؟
به لعل و گوهرم ار استخوان بیارایی
1010
به مرگ هم نرود خار خار غم ز دلم
مزارم ار به گل و ارغوان بیارایی
1111
سخن رسید «نظیری » به آسمان وقتست
که گوش حلقه کروبیان بیارایی
Sources
Persian text source: Ganjoor

