غزل شمارهٔ 548

Toggle stanza 1
شد آخر روز بر ناییی و میل دل همان باقی
1

شد آخر روز بر ناییی و میل دل همان باقی

بلا گردید ضعف پیری و طغیان مشتاقی

2

ز بی باکی و رندی منفعل بودم چه دانستم

که در پیری کشد کارم به سالوسی و زراقی

3

فقیهان شاهد عادل نویسندم صلاح آنست

که در باقی کنم من بعد حرف شاهد و ساقی

4

به الطاف خداوندی امید واثقی دارم

فراموشم نمی گردد بشارت های مشتاقی

5

نوازش کن کزان لب های شیرین تلخ نافع تر

حیات خضر یابم گر دهی زهرم به تریاقی

6

جمال بوستان دیدم نه بخت و کار من ماند

بنفشه در سیه کاری و گل در ساده اوراقی

7

«نظیری » واله صوت و سخن چندین مکن خاطر

که ماند قصه را در جای نازک داستان باقی

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor