Toggle stanza 1
ضبط حرفی می‌کنم کز وی زبان می‌سوزدم
1

ضبط حرفی می‌کنم کز وی زبان می‌سوزدم

شکوه‌ای در دل گره دارم که جان می‌سوزدم

2

پاس تن از دور می‌دارد شب هجر تو جان

بس که از داغ جدایی استخوان می‌سوزدم

3

جای شیون دود آهم از دهان سر می‌زند

بس که از سوز درون بر لب فغان می‌سوزدم

4

خواستم شمعی که از وی خانه‌ام روشن شود

وه چه دانستم که رخت و خانمان می‌سوزدم

5

مهربانان زودتر بخشید خونم را به او

بی‌گناهم کشته و از بیم آن می‌سوزدم

6

کرده‌ام در بی‌خودی آهی که از وی دور باد

کرد لب تب خال و از دل تا زبان می‌سوزدم

7

از که می‌نالد «نظیری»؟ باز مرغ دام کیست؟

عیب‌گویی‌های آن آتش‌بیان می‌سوزدم

Sources

Persian text source: Ganjoor