Toggle stanza 1
با حکمت ایستاده‌ام اینم پناه بس
1

با حکمت ایستاده‌ام اینم پناه بس

با عفوت این گنه که ندارم گناه بس

2

حسنت که خط نوشت به خونم درنگ چیست

یک مؤمن و دو کافر هندو گواه بس

3

هرچند از دلم غم دیرینه پرسش است

مکتوب تو فراق تو را عذرخواه بس

4

تعویذ چشم زخم وصال تو هجر تست

نقصان ماه حرز تمامی ماه بس

5

گو کوکب براق سواران در ابر باش

در تیره شب دلیل رهم برق آه بس

6

بادم که نور دیده یعقوب می برم

از مصر بوی پیرهنم زاد راه بس

7

صد خاندان ز آه ضعیفی تبه شود

روز سپید را دم شاه سیاه بس

8

دیوانگان ز ماه نو آشفته می شوند

شور مراست جلوه پر کلاه بس

9

حیف آیدم که آن خم ابرو ترش شود

بهر نظارگی تو ضبط نگاه بس

10

امید هست سود و زیان سربسر شود

سرمایه ام خجالت تقصرگاه بس

11

آوردن شفیع «نظیری » خیانت است

امید بنده بر کرم پادشاه بس

Sources

Persian text source: Ganjoor