غزل شمارهٔ 400

Toggle stanza 1
گر کشف حجب خواهی بستان می ناب اول
1

گر کشف حجب خواهی بستان می ناب اول

ور علم ازل جویی بگذر ز کتاب اول

2

در عشق مکش دفتر کاسرار لدنی را

گویند به وحی آخر آرند به خواب اول

3

خواهی به یکی آری دل را ز پریشانی

در معبد بت رویی چندیش بتاب اول

4

تا صاف ملایک را بر خاک تو پیمایند

در مدرسه بر سرکش دردی شراب اول

5

در حلقه نمی گنجی تا پخته نمی گردی

شرط است که میخواران سازند کباب اول

6

شاید به شب ظلمت رب ارنی گوییم

ما را به لب ساغر رفتست خطاب اول

7

تا هست دمی باقی محروم مکن ساقی

می ها به خم افکندیم با تو به حجاب اول

8

ما را به صد افسانه در خواب چو می کردی

از بهر چه می کردی بیدار ز خواب اول

9

در پیری و محرومی خوردیم می و خفتیم

گر دور ز سرگیری زین پیر خراب اول

10

سهلست اگر کاری برعکس صواب افتد

چون وضع جهان کردند از روی شتاب اول

11

بیش از همه می بارد بر کشت «نظیری » را

کو تخم نمی کارد بر فکر سحاب اول

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor