Toggle stanza 1
درهای بسته واشد ز آه سحر مبارک
1

درهای بسته واشد ز آه سحر مبارک

بانگ طلب برآمد دل را سفر مبارک

2

بالین ارجمندان خشت در مغان است

بر روی صبح خیزان باشد نظر مبارک

3

عشق از کمین برون تاخت عقل از میان برآمد

عجب و غرور بشکست فتح و ظفر مبارک

4

شب های درد و ماتم شد روز تا قیامت

این آفتاب تابان بر بام و در مبارک

5

بر جان و سر نلرزم در عاشقی که باشد

بسیار منفعت را اندک ضرر مبارک

6

فال سیاه روزی بر بخت بد شگون شد

آواز نوحه باشد بر نوحه گر مبارک

7

آنجا که عاشقانند اختر بعکس گردد

دل در بلا سعیدست جان در خطر مبارک

8

طفلی بعار بگذشت پیری به عیب آمد

نی بر سر پسر شگونم نی بر پدر مبارک

9

هان ای پسر که طفلی علم جفا میاموز

هرچند جهل شومست هست این قدر مبارک

10

کونین عرضه کردند بر همت «نظیری »

بگزید فقر و گفتا این مختصر مبارک

Sources

Persian text source: Ganjoor