Toggle stanza 1
گشت دوزخ شرری ز آتش سودایش ریخت
1

گشت دوزخ شرری ز آتش سودایش ریخت

شد قیامت قدری فتنه زبالایش ریخت

2

هرکه را زلف جوی مشک به پیمانه فکند

خنده مشتی نمک سوده به صهبایسش ریخت

3

حسن در پرده نهان بود که نقد دو جهان

عشق از کیسه به دل گرمی سودایش ریخت

4

کام از آن یافت زلیخا که چو یوسف را دید

اول اسباب تعلق همه در پایش ریخت

5

از پی تربیتم خضر دهد آب حیات

عشق تا بر گل من تخم تمنایش ریخت

6

سرمه در چشم بلا غمزه بی باکش کرد

باده در کام حیا نرگس شهلایش ریخت

7

نخل پیوند تو هرچند «نظیری » برکند

هر نفس تخم نوی عشق تو برجایش ریخت

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 98 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood