Toggle stanza 1
دلم را نور رحمت از وداع جان فرو گیرد
1

دلم را نور رحمت از وداع جان فرو گیرد

شهادت خانه ام را پرتو ایمان فرو گیرد

2

دل پرحسرتی دارم که هر سو چشم بگشایم

سرشک حسرتم از دیده تا دامان فرو گیرد

3

ز بس ساید به هم در کیش طاقت ناوک آهم

خراش سینه ام را سونش پیکان فرو گیرد

4

ز خرسندی مدان گر بی تو بر بستر نهم پهلو

سرم را اضطراب از زانوی حرمان فرو گیرد

5

در آن ساعت که آهم گرد راه از چهره افشاند

جراحت های اهل درد را درمان فرو گیرد

6

به حسرت می سپارم جان، ببند از گریه چشمم را

که گر اشکی بیفتد دهر را طوفان فرو گیرد

7

اگر آید بجز یاد تو در خاطر «نظیری » را

ز دل تا بگذراند صد رهش نسیان فرو گیرد

Sources

Persian text source: Ganjoor