غزل شمارهٔ 308
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1گشود ابر بغل بر چمن سپاس سپاس
گشود ابر بغل بر چمن سپاس سپاس
ز زیر پرده برآمد عروس خوش انفاس
کنار دشت و چمن شد پر از کرامت ابر
هزار شکر که عالم برآمد از افلاس
کنون چو مهره طاسست پر نگار زمین
پریر اگرچه چمن بود ساده چون ته طاس
سحاب غوطه به دریا همی زند هر دم
تفرجیست که زاهد فتاده در وسواس
کسی به ساقی بدمست ما نمی گوید
که می همه به زمین ریخت کج مگردان کاس
بیا که دامن سرو و گلی به دست آریم
همین که فرش گیاه هست گو مباش پلاس
به جود ابر برقصیم و زیر پای کنیم
سخاوتی که بود بسته شمار و قیاس
ز مال و مملکتش پاس و امن برخیزد
شهی که خاطر دوریش را ندارد پاس
سؤال فیض «نظیری » ز کوه و صحرا کن
که بوی خیر نمی آید از رواق و اساس
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بیا که بزم طرب را چمن نهاد اساس
بیا که باد صبا گشت عیسوی انفاس
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1138
چو دید اشک روان مرا ستاره شناس
گرفت طالعم از سیر این ستاره قیاس
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 180
نهاد روی به حضرت، چنان که روبه پیر
بتیم وا تگران آید از در تیماس
RudakiAbyat-e Parakandehشمارهٔ 71
کسی به مشک نگفتست کم کن از انفاس
که از دم خوش تو خسته می شود کناس
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 307
Sources
Persian text source: Ganjoor

