غزل شمارهٔ 69

Toggle stanza 1
صافی شوم از کون که در درد صفا نیست
1

صافی شوم از کون که در درد صفا نیست

بر عرش زنم جوش که در خمکده جا نیست

2

رویم همه چون سایه، که در خدمت خورشید

صد گونه سجودست که در خدمت ما نیست

3

لطف نظر سوختگان تابش برقست

اینجا پر پروانه طلب بال هما نیست

4

چندان که در آن جعبه خدنگ است نصیبست

در همت ما جستن و در شست خطا نیست

5

بخرام به گلشن که پی سیر و صبوحی

پیغام گلی نیست که با باد صبا نیست

6

توفیق نکوکاری ما و تو عطاییست

اخلاص به دینار و مروت به بها نیست

7

صدگونه دوا بر سر هر شاخ گیاهیست

اما چو تو را درد ندادند دوا نیست

8

گر کفر و ضلالت بود ار دین و هدایت

خوش باش که کار ازلی جز به عطا نیست

9

با حکم قضا ساز که در دیر «نظیری »

مقبول فغان نیست نمازی که قضا نیست

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor