غزل شمارهٔ 34

Toggle stanza 1
بر رخ شکستم از خطا رنگ امید و بیم را
1

بر رخ شکستم از خطا رنگ امید و بیم را

بیند منجم طالعم از هم درد تقویم را

2

علم ارادت گر کند ذوقی نصیب جان من

مستوفی امر قضا باطل کند تقسیم را

3

عشق از برای داغ من آتش به جانان می زند

افغان که کردم دوزخی، گلزار ابراهیم را

4

نقدی که دوران برده است از کیسه عمرم برون

جاوید مستغنی شوم از صد دهد گر نیم را

5

رفتم که مستان بگذرم از خدمت پیر مغان

گلبانگ آزادی کشم دوشی زنم تسلیم را

6

نقشی به باطن دیده ام خواهم به حسن کودکی

آرایش مسند کنم زینت دهم دیهیم را

7

یوسف که کردی سلطنت نهیش ز تعظیم پدر

گر شأن حسنش بنگرد واجب کند تعظیم را

8

بر آسمان سروری خورشید اگر طالع شود

جویند ذرات جهان بر یکدگر تقدیم را

9

امروز صاحب ذوق و دل غیر از «نظیری » نیست کس

رشکست بر کاخ گدا! سلطان هفت اقلیم را

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor