غزل شمارهٔ 525

Toggle stanza 1
چه باید مرد را، طبع بلند و مشرب نابی
1

چه باید مرد را، طبع بلند و مشرب نابی

نگارین چهره ای، مجموعه خوبی ز هر بابی

2

سکندر در سراغ آب حیوان باخت شوکت را

خوشا درویشی و خلوت، لب نان و دم آبی

3

به از نظاره چتر جم است و طوق افریدون

نظربازی به سرو خانگی در پیش مهتابی

4

به صد ناخن زدن بر رشته عود جگر ارزد

گزیدن از سر انگشت خضابی کرده عنابی

5

به کام هم چو طوطی شکر از کنج دهن کردن

چو کبکان دری در بال هم اندختن تابی

6

شب امن و حضور قلب و ذوق وصل و شعر تر

نمی گردد به گرد چشم شاهدبین من خوابی

7

مدار کشتی فکرم به گوش دامن افتاده

که می ترسم ز طوفان ذقن افتد به گردابی

8

نبینم چاره زان شست دو تا و چشمه نوشین

به جز درباختن مانند ماهی جان به قلابی

9

حدیث صفحه رخسار یار و طاق ابرو چند

«نظیری » جزو اورادی گزین و کنج محرابی

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor