Toggle stanza 1
عطاش را نه صوابست و نه خطا باعث
1

عطاش را نه صوابست و نه خطا باعث

بس است بهر گرم ناله گدا باعث

2

اگرچه رزق گدا بازپس نمی گردد

مقدرست که می گرددش عطا باعث

3

خزان درود و سحاب آب داد و دهقان کشت

ببین که برد و که پرورد و شد چه ها باعث

4

جنون عشق ز تقدیر بود من چه کنم؟

به بوی گل که شدم مست شد صبا باعث

5

بر آستانه پیر مغان رهی خواهم

تو گر سبب نشوی می شوی خدا باعث

6

خراب و مست چنین می زیم نمی دانم

در آفریدن من شد چه مدعا باعث

7

لئیم را می و معشوق اگر کریم نکرد

سخاش را نشود گنج و کیما باعث

8

عجب ز همت درویش اگر قبول کند

سعادتی که شود سایه هما باعث

9

ریا ز دیر به مسجد برد «نظیری » را

فقیه باده کش و گبر پارسا باعث

Sources

Persian text source: Ganjoor