شمارهٔ 36 - مطلع سیوم در صفت شعر
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1شعر مسیح دلست معنی او جان او
شعر مسیح دلست معنی او جان او
چاشنی عاشقی شربت دکان او
جوهری از شعر نیست راست نماینده تر
آینه فهم هاست نکته پنهان او
گرچه به جولان فهم پی به سخن برده اند
گرد سخن گشته اند قافیه سنجان او
گرچه سخن نقطه ایست از سر پرگار طبع
هست به وسعت برون از خط دوران او
بلبل وحی اندکی اوج فراتر گرفت
ورنه ز یک پرده اند این من و آن او
گر به خیال دگر از سخن افتاده اند
بحر غلط کرده اند قافیه سنجان او
نسخه شعر مرا گر به عطارد برند
مقطع شعرم شود مطلع دیوان او
نکته مستانه ام گر بسراید ادیب
لوح و قلم بشکند طفل دبستان او
باد که در بوستان عطرفروشی کند
بر ورقم سوده است گوشه دامان او
هرکس ازاین بارگاه خواهش خود می گرفت
ذائقه من شناخت چاشنی خوان او
اهل سخن ناخنی بر دل هم می زدند
زخم مرا خوش نمود گرد نمکدان او
وسوسه خاطرم آب سخن تیره داشت
شکر کنون روشنست چشمه حیوان او
گرچه به پیمانه ام زهر کند روزگار
شهدفروشی کنم بر در دکان او
عقل چهل سال چنگ در جگر خاره زد
نقب کنون خورده است بر گهر کان او
با صدفم ابر جود فیض هنر دیده است
باز نمی ایستد ژاله نیسان او
ورچه به خون ریزیم دار زند آسمان
مدح سرایی کنم در ته زندان او
چرخ که زخمم زند نیست ز نقصان من
گوی سخن برده ام از خم چوگان او
دهر که خصمم شود کی ز قصور منست
عرض هنر کرده ام بر سر میدان او
سعدی و سعدش که اند من که سخن آورم
غیرت خاقانیست حسرت خاقان او
شاهد طبع مرا نعت برازنده است
پیرهن مصطفاست بر قد حسان او
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
او بخرامش چو سیل ما همه ویران او
هرچه ز ما شد خراب رفت به جولان او
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 34 - ایضا این قصیده بعد از مراجعت مکه معظمه به هندوستان در نعت سیدالمرسلین مذیل به مدح ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان بن بیرام خان فایض گردیده مطلع اول در تعریف بهار
برزده فصل بهار سر ز گریبان او
سنبل تر ریخته طره به دامان او
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 35 - مطلع دوم در صفت بهار
وادی یثرب کجاست؟ آه ز حرمان او
دامن دل می کشد خار مغیلان او
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 37 - مطلع چهارم در نعت سیدالمرسلین
Sources
Persian text source: Ganjoor

