Toggle stanza 1
دلی دارم که طاقت کار او نیست
1

دلی دارم که طاقت کار او نیست

تحمل غیر عیب و عار او نیست

2

دلی دارم که قلزم های مواج

حریف آه آتش بار او نیست

3

دل سختم به راحت می ستیزد

فلک را دست بر آزار او نیست

4

نشاط عندلیب از بوی و رنگست

نوای ما ز موسیقار او نیست

5

کجا صنعان کجا بغداد مستان؟

انا الحق گو سری بر دار او نیست

6

کجا باشد به بند و قید دستار؟

سر مجنون، که جز سربار او نیست

7

مریض عشق را مردن علاجست

دوای درد در بازار او نیست

8

سر مرغی نپرد در کمینگاه

که آب و دانه در منقار او نیست

9

زبان بازی کند سوسن از آنست

که آب شرم در رخسار او نیست

10

به این شد کعبه از کوی تو ممتاز

که رشکی بر در و دیوار او نیست

11

«نظیری » این عبیر از عشق سازد

کدامین عطر کز گلزار او نیست

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 89 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood