غزل شمارهٔ 298

Toggle stanza 1
ذوق وجدان و نظر خالص شد و خامم هنوز
1

ذوق وجدان و نظر خالص شد و خامم هنوز

صاف شد می ها ولی من دردی آشامم هنوز

2

گوش و لب بر مژده دیدار و قاصد در سفر

خانه پر شادی و در راهست پیغامم هنوز

3

برنمی آید هلال عیدم از ابر امید

عمر رفت و همچو طفلان بر سر بامم هنوز

4

روز مولودم فلک محضر به فرزندی نوشت

بس که خوارم از پدر نشنیده کس نامم هنوز

5

سیر هفتاد و دو ملت کرده ام در طور عشق

کس نمی داند چه خواهد بود انجامم هنوز

6

مکر ابلیس و فریب دانه ام آمد بیاد

بارها گشتم ز قید آزاد و در دامم هنوز

7

از درون دوزخ ز بی تابی برون اندازدم

صدره از خامی به آتش رفتم و خامم هنوز

8

گرچه از صحت ز بدمستی برونم کرده اند

جرعه ای از رحم می ریزند در جامم هنوز

9

شکر اگر ردم «نظیری » تلخ بر طبعش نیم

می کند گاهی لبی شیرین به دشنامم هنوز

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor