Toggle stanza 1
ز بس بود دل خود کام ناسپاس مرا
1

ز بس بود دل خود کام ناسپاس مرا

ز روی هم رسد اندوه بی قیاس مرا

2

بلا مقام مرا پیش ازین نمی دانست

غم تو کرد درین شهر رو شناس مرا

3

چه روز بود که تشریف عشق پوشیدم

که خوشدلی نشناسد درین لباس مرا

4

ز رشک دوش چنان درهمم که نتوان برد

به بزم وصل تو امشب به التماس مرا

5

رخی که داشت ملک میلش از توجه غیر

چنان نمود به چشمم که شد هراس مرا

6

از آن ز آه «نظیری » فراغتی داری

کزین فسرده دلان کرده ای قیاس مرا

Sources

Persian text source: Ganjoor