غزل شمارهٔ 333

Toggle stanza 1
هرجا که بود روز خوش و روزگار خوش
1

هرجا که بود روز خوش و روزگار خوش

آمد به این دیار که باد این دیار خوش

2

هر جنس خوش که ابر و زمین صرفه کرده بود

شد صرف این بهار که باد این بهار خوش

3

دارم درین دیار مغان شیوه دلبری

بی خود خوش و میانه خوش و هوشیار خوش

4

چون پیک نوبهار درآید به بوستان

از در درآید و کشمکش در کنار خوش

5

دستار افکند خم کاکل پراکند

کاین است وضع صحبت و زینسان نگار خوش

6

شاد و شکفته مطرب و ساغر طلب کند

یک سو نهد حجاب و درآید به کار خوش

7

هرگه کند شتاب به رفتن که دیر شد

تسکین دهم دلش که سکون و قرار خوش

8

تا دم زند که روز چه رفت وز هفته چند

نگذارمش شمار، که نبود شمار خوش

9

او در وداع و من به جزع کز می و بهار

رطلی سه چار مانده و روزی سه چار خوش

10

ساغر کنم لبالب و گویم سبک بنوش

در موسم بهار نباشد خمار خوش

11

چندان که گویمش گذران است عمر باش

گوید صبا روانه به و گل سوار خوش

12

کاری به لابه پیش «نظیری » نمی رود

باشد به او گذاشتن اختیار خوش

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor