غزل شمارهٔ 497
Toggle stanza 1کاریست بر ملا گذران در خفا گره
11
کاریست بر ملا گذران در خفا گره
فکری چو تار سبحه ز سر تا به پا گره
22
سیاره و ثوابت این کارخانه را
دل ها چو کهرباست ز خوف قضا گره
33
بس خرده های زر چو گلت در دهان کنند
چون غنچه واکنی گر ازین پرده ها گره
44
کسب معانی از نظر عشق کن که هست
صد نکته را به نیم اشارت ادا گره
55
کوته مساز دست تهی کاین نگار را
بر گوشه نقاب بود رو نما گره
66
از بس کرشمه می کند از پرده آشکار
در دیده می شود نظرم از حیا گره
77
گویاترم ز بلبل خوش نغمه در بهار
از سردی جهان زده ام بر نوا گره
88
قطبم، که گرچه عقده گشای خلایقم
نگشایدم ز گردش این آسیا گره
99
زین چرخ خاکباز که هر صبح روزگار
دامن چو کودکان زندش بر قفا گره
1010
طرح بقا مدار توقع که خاک را
بسیار هست در دل ازین مدعا گره
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

