غزل شمارهٔ 124
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1محبت تو به هر دل نشست کین ننشست
11
محبت تو به هر دل نشست کین ننشست
دمی به هر که نشستی دگر غمین ننشست
22
به محفلی که تو دامن به رنجش افشاندی
مگس ز تلخی عیشم بر انگبین ننشست
33
همیشه گرمی خویی بر آتشم دارد
به خون نشستم و آن خوی آتشین ننشست
44
حجاب عشق غباری میان ما انگیخت
که از فشاندن دامان و آستین ننشست
55
گره به گوشه ابرو نگه به جانب غیر
به پیش دشمن خود هیچ کس چنین ننشست
66
تو می روی و من از اضطراب می میرم
کسی به حال چنین روز واپسین ننشست
77
چنان گرانی خویش از درت سبک بردم
که از سجود توام گرد بر جبین ننشست
88
غمی ندید ره خانه «نظیری » را
که چون بهانه خوی تو در کمین ننشست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

