غزل شمارهٔ 1122

Toggle stanza 1
سویم آن نرگس بی خواب نبیند هرگز
1

سویم آن نرگس بی خواب نبیند هرگز

بختم آن طره قلاب نبیند هرگز

2

هر دمش، سجده کنند انجم و مهر و مه و چرخ

یوسف این مرتبه در خواب نبیند هرگز

3

هر زمان خنده دیگر کند آن شورانگیز

داغ دیرینه اصحاب نبیند هرگز

4

بی محابا کشد و شرم ندارد، آری

روی قربانی قصاب نبیند هرگز

5

طمع مهر و وفا همت کوته نظر آنست

مرد عشق این همه اسباب نبیند هرگز

6

هر شکاری که فتد پیش تو، ای تیرانداز

سیری از ناوک پرتاب نبیند هرگز

7

ای مؤذن، مکش آواز که هست این دل من

بت پرستی که به محراب نبیند هرگز

8

خسرو آن شب که به کوی تو رود از غیرت

سایه خویش به مهتاب نبیند هرگز

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor