غزل شمارهٔ 467
Poet: Jami
Toggle stanza 1دیده جز خاک درت خواب نبیند هرگز
11
دیده جز خاک درت خواب نبیند هرگز
تشنه در واقعه جز آب نبیند هرگز
22
چشم قلاب تو بهر کشش خاطر ما
چون خم زلف تو قلاب نبیند هرگز
33
هر زمان دل به سگ کوی تو مشتاق تر است
سیری از صحبت احباب نبیند هرگز
44
هر که در کوی تو پهلو به سر خار نهد
راحت از بستر سنجاب نبیند هرگز
55
دود من گر شب ازینسان ره روزن بندد
خانه ام پرتو مهتاب نبیند هرگز
66
نور طاعت که دل از سجده ابروی تو دید
عابد شهر به محراب نبیند هرگز
77
جامی آن صوفی صافی ست که در دور لبت
خرقه جز رهن می ناب نبیند هرگز
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

