Toggle stanza 1
چشم مست تو که دی بر من بیتاب افتاد
1

چشم مست تو که دی بر من بیتاب افتاد

تو نیفگندی، از آلودگی خواب افتاد

2

غمزه تیز به پیرامن چشمش گویی

تیغ خون است که در مهچه قصاب افتاد

3

مشتبه می شود قبله ز رویت، چه کنم؟

که ز ابروی تو چشمم به دو محراب افتاد

4

دل به دریای جمال تو به بازی می گشت

عاقبت سوی زنخ رفت و به گرداب افتاد

5

کار من از پی زلف تو پس آمد، چه کنم؟

مثلم قصه شاگرد رسن تاب افتاد

6

زلف تو می نگذارد که ببینم رویت

یارب این شب ز کجا بر سر مهتاب افتاد؟

7

آب خسرو همه بر روی زمین ریخته شد

از چو تو یار که گردنده به دولاب افتاد

Sources

Persian text source: Ganjoor