غزل شمارهٔ 660

Toggle stanza 1
ای که چون جان رفته ای از پیش ما، باز آی زود
1

ای که چون جان رفته ای از پیش ما، باز آی زود

کز فراقت سوختم بر آتش دل همچو عود

2

پیش روی خود مرا بنشان بر آتش چون سپند

تا بسوزم خویشتن را کوری چشم حسود

3

ای که بردی آبروی من ز آه دل بترس

چون مرا در جان زدی آتش، مشو غافل زدود

4

صورت جان بی حجاب آن روز دیدم ذره وار

کافتاب روی او از روزن دل رو نمود

5

قصه ما با تو از لیلی و مجنون در گذشت

خسرو و شیرین چه باشد، وامق و عذرا چه بود

6

عاشقی و رندی و دیوانگی، در شخص ما

قصه و افسانه نبود راستی باید شنود

7

عشق ازان بالاتر است آری که خسرو را به زور

گاه پیری سر برد پیش جوانان در سجود

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor