غزل شمارهٔ 661

Toggle stanza 1
بر بناگوشت بلای خط که سر بر می‌کند
1

بر بناگوشت بلای خط که سر بر می‌کند

جزو جزو عاشق بیچاره ابتر می‌کند

2

سرو کز بالای خود در سر کند باد، آن مبین

آن نگر کِش باد پیشت خاک بر سر می‌کند

3

چند گویی پیشت آیم، وه که چون تو یوسفی

سر کجا در خانه تاریک ما در می‌کند؟

4

چند گویید، ای مسلمانان، که حال خود بگوی

من همی‌گویم، ولی از من که باور می‌کند؟

5

شوخیش بین کآشکارم می‌نوازد در نهان

با رقیب خویش اشارت سوی خنجر می‌کند

6

رو، برون، ای جان معزول، از درون من که عشق

شغل جان در سینه با جانان مقرر می‌کند

7

عاشقان جان و جهان بهر بتان تر کرده‌اند

سهل باشد آنکه خسرو دیده را تر می‌کند

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor