غزل شمارهٔ 505
Toggle stanza 1ترسم که از اطراف جهان دود برآید
11
ترسم که از اطراف جهان دود برآید
گر آه من از جان غم اندود برآید
22
بر بوی تو آتش زده ام مجمره دل
از وی چه عجب، گر نفس عود برآید
33
آتشکده دل بر ما، چند بپوشم
شک نیست که از آتش ما دود برآید
44
دل خود چه متاع است که از ما طلبد دوست؟
حقا که اگر جان طلبد زود برآید
55
هر دل که ندارد خبر از حسن ایازی
شرط است که گرد دل محمود برآید
66
بعد من اگر گوش نهی بر سر خاکم
از خاک همه نغمه داود برآید
77
خسرو نتواند که کند فکر وصالت
کاری ست که با طالع مسعود برآید
Sources
Persian text source: Ganjoor

