Toggle stanza 1
هر که را یاری چو تو سرکش بود
1

هر که را یاری چو تو سرکش بود

کی ز بیم تیغ سر در کش بود

2

مجلسی کانجا بود شمعی چو تو

مرغ جان پروانه آتش بود

3

چند گه بگذار تا می بینمت

تا که جانم وام تو، مهوش، بود

4

روز و شب می میرم اندر یاد تو

مرگ هم بر یاد رویت خوش بود

5

گر به یک بوسه لبت بتوان گزید

آن یکی بوسه به جای شش بود

6

تا سزا بیند دل بی عافیت

خوبرو آن به که گردنکش بود

7

خسروا، گر عاشقی از غم منال

عشقبازان را دل غمکش بود

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 784 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood