Toggle stanza 1
تُرک من بر عزم رفتن تیر در ترکش مکن
1

تُرک من بر عزم رفتن تیر در ترکش مکن

غمزهٔ خون ریز را بر فتنه لشکرکش مکن

2

زآن دل سنگین چو کردی تیر پیکان مژه

تا مرا جان هست در تن تیر در ترکش مکن

3

گر نداری زان لب شیرین شکر ورزیدنم

خندهٔ دزدیده زآن لبهای شکروش مکن

4

پای کوبان می‌رود خنگت بر آتشلاخ نُه

گو برای جان ما را لعل در آتش مکن

5

چرخ مه گم کرد و زلفت یافت، پنهانش مدار

هفت دوران است سیار فلک را شش مکن

6

پیش رفته‌ست آب چشمم، خسرو از بهر وداع

ابر بارانی‌ست در ره، تنگ بر ابرش مکن

Sources

Persian text source: Ganjoor