Toggle stanza 1
گر رسم روزی به تو نوآشنایی ها کنم
1

گر رسم روزی به تو نوآشنایی ها کنم

هر چه باید خواهم و بخت آزمایی ها کنم

2

او چو شاه از گوشه های چشم بیند سوی من

من ازان لبها به صد منت گدایی ها کنم

3

ای خوش آن وقتی که اوخوش خوش رود در خواب و من

پیش چشم و زلف او شرح جدایی ها کنم

4

از شراب عشق سیل آمد، مصلایم ببرد

گر شوم هشیار ازین می، پارسایی ها کنم

5

از در او مست بیرون آیم و در پیش خلق

چون گدایان توانگر خودنمایی ها کنم

6

ور شبی در کنج تاریکم ستد، در پیش او

خویش را زنده بسوزم، روشنایی ها کنم

7

بندگی را خط نویسم بر رخ از خون جگر

وز دو دیده هم برو ثبت گوایی ها کنم

8

گر طفیل پاسبانان بینم اندر کوی تو

با سگان آن سر کو آشنایی ها کنم

9

یک غزل گر بشنود آن مه به گوش خود ز من

همچو خسرو، پیش خلقی خودستایی ها کنم

Sources

Persian text source: Ganjoor