غزل شمارهٔ 600
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1چشمم همه روز خون تراود
11
چشمم همه روز خون تراود
من دانم و دل که چون تراود
22
نتراوم پیش هیچ مردم
کز مردم دیده خون تراود
33
دل گر ز تو لخته شد محال است
کاین حال به آزمون تراود
44
با دیده مگوی راز، ای دوست
زیرا که روان برون تراود
55
من دست بشویم از تو هر چند
لیکن دیده فزون تراود
66
گر عقل مرا کسی بکاود
دانم که از او جنون تراود
77
افسون چه کنی به ریش خسرو؟
کاین بیشتر از فسون تراود
Sources
Persian text source: Ganjoor

