غزل شمارهٔ 1164
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1نام سرچشمه حیوان چه بری با دهنش؟
نام سرچشمه حیوان چه بری با دهنش؟
سخن قند، مگو با لب شکر شکنش
گر زند با دهنش پسته ز بی مغزی لاف
هر که بیند شکند با لب و دندان دهنش
ای صبا، گوی ز من غنچه تر دامن را
چیست آن غنچه که پنهان شده در پیرهنش؟
دوش جستم ز دهانش خبر آب حیات
گفت، باید طلبید از لب شیرین منش
گر شود در غم تو چهره عاشق کاهی
باز گلگون کند از خون دل خویشتنش
زلف کج طبع تو هندوی بلاانگیز است
چشم سرمست تو ترکی ست که یغماست فنش
روز و شب وصف رخ خوب تو گوید خسرو
تا چه طوطی ست که از آینه باشد سخنش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
یا رب این نوگُلِ خندان که سپردی به مَنَش
میسپارم به تو از چشمِ حسودِ چَمَنَش
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 281
خط دمیده است ز لعل لب شکرشکنش ؟
یا به خون چشم سیه کرده عقیق یمنش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4979
دلپذیرست چنان پسته شکرشکنش
که رسد پیشتر از گوش به دلها سخنش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4980
یارب آن سرو که پرورده ای از اشک منش
آفت صرصر بیگانه ببر از چمنش
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 325
Sources
Persian text source: Ganjoor

