Toggle stanza 1
تماشا گاه جانها شد خیالت
1

تماشا گاه جانها شد خیالت

تمناگاه دلها زلف و خالت

2

به غلطم بی خبر چون قرعه فال

چو بینم طلعت فرخنده فالت

3

مدارا این چشم من چون دلو پر آب

که باشد آفتاب من و بالت

4

اشارت کردی از ابرو به خونم

مرا باری مبارک شد جمالت

5

نه جان از لب درون آمد نه بیرون

بلا شد عشق پا بوس خیالت

6

چو خوش می می خوری از خون نابم

اگر ننگی نیاید زین سفالت

7

چو حالم شد پریشان بی تو آخر

بگو آخر که خسرو چیست حالت

Sources

Persian text source: Ganjoor