Toggle stanza 1
بیا، ای دیده شهری به سویت
1

بیا، ای دیده شهری به سویت

جهانی گم شده در جستجویت

2

بلا و فتنه کار افزای چشمت

جفا و کینه دست افزار خویت

3

که باشد آیینه آه و هزار آه

که در آغوش گیرد نقش رویت

4

مبادا بگسلد یک مویت، ارچه

جهان آویخت در یک تار مویت

5

کنم از آب دیده لب نمازی

چو پای هر سگی بوسم به کویت

6

بده دل گر توانی بی دلی را

که خواهد داد جان در آرزویت

7

نیم عاشق چو من از بیم مردن

نبینم سیر در روی نکویت

8

چو زنبور سیه گرد سر گل

بگردم بر سرت بیخود ز بویت

9

ز حیرت باز خسرو مانده بیهوش

خموشی بودی اندر گفت و گویت

Sources

Persian text source: Ganjoor