غزل شمارهٔ 1910
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Metre: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
Rhyme: انهچندخواهی
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1ای دل، مرا به هر کو افسانه چند خواهی؟
ای دل، مرا به هر کو افسانه چند خواهی؟
جان زلف یار دارد، از شانه چند خواهی؟
در عهد او چه جویی دلهای خسته، ای جان؟
در ملک میر ظالم ویرانه چند خواهی
ای مرغ آن گلستان، کت جان ماست دانه
گر نامه زان بت آری، زین دانه چند خواهی؟
گفتی ز کیست طعنه از دست عشق بر تو؟
ای آشنای جانها، بیگانه چند خواهی؟
تا چند عاشقان را دیوانه خواهی از غم
تو زلف را بجنبان، دیوانه چند خواهی؟
گفتی فسانه ای گو، از سرگذشت هجران
باید که تو نخسپی، افسانه چند خواهی؟
تو دیر زی، اگر من جان در سر تو گردم
جایی که شمع باشد، پروانه چند خواهی؟
پرسی که چند باشد دلها به گرد کویم
در سومنات گبران بتخانه چند خواهی؟
زینسان که هم به بویی مست و خراب گشتی
خسرو، هنوز آخر پیمانه چند خواهی؟
Sources
Persian text source: Ganjoor

