غزل شمارهٔ 354
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1موی را نیست این میان که تراست
11
موی را نیست این میان که تراست
پسته را نیست این دهان که تراست
22
قامت راست سرو را ماند
سرو باشد چنین روان که تراست؟
33
جان ببردی و خوش هنوز نه ای
دست بر دل نه این زمان که تراست
44
تا چها بر تو کردمی من، اگر
حسن بودی مرا چنان که تراست
55
بر رخ زرد من بخند و بگو
خنده انگیز زعفران که تراست
66
گوییا بیشتر برای زر است
این سخن بر سر زبان که تر است
77
کشته گشتم ز ابروی تو، مکش
بر دل خسرو، این کمان که تراست
Sources
Persian text source: Ganjoor

