Toggle stanza 1
چنانی در نظر نظارگان را
1

چنانی در نظر نظارگان را

که رونق بشکنی مه پارگان را

2

چنان نالان همی گردم به کویت

که دل خون می شود نظارگان را

3

تو در خواب خوش و من بی تو هر شب

شمارم تا سحر سیارگان را

4

زبس کاین رنج من به می نگردد

ز من بگرفته دل غمخوارگان را

5

دوای درد من بر تست، لیکن

تو چاره کی کنی بیچارگان را

6

روی گر، ای صبا، در خانه او

بگویی قصه آوارگان را

7

دل دیوانه خسرو نکو نیست

چگویم بد پری رخسارگان را

Sources

Persian text source: Ganjoor