غزل شمارهٔ 34
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1ای به بدی کرده باز چشم بدآموز را
11
ای به بدی کرده باز چشم بدآموز را
بین به کمین گاه چرخ ناوک دلدوز را
22
هر چه رسد سر بنه زانکه مسیر نشد
نیکوی آموختن چرخ بدآموز را
33
سوخته غم مدار دل به چنین غم، از آنک
دل به کسی برنسوخت مرگ جگر سوز را
44
پیر شدی کوژ پشت دل بکش از دست نفس
زانکه کمان کس نداد دشمن کین توز را
55
چون تو شدی از میان از تو به روز دگر
جمله فرامش کنند یاد کن آن روز را
66
خود چو بدیدی که رفت عمر بسان پریر
از پی فردا مدار حاصل امروز را
77
نقد تو امشب خوش است زانکه چو فردا به روز
قدر نباشد به روز شمع شب افروز را
Sources
Persian text source: Ganjoor

