غزل شمارهٔ 1302

Toggle stanza 1
نه دست رسی به یار دارم
1

نه دست رسی به یار دارم

نه طاقت انتظار دارم

2

هر جور که از تو بر من آید

از گردش روزگار دارم

3

در دل غم تو کنم خزینه

گر یک دل و گر هزار دارم

4

این خسته دل چو موی باریک

از زلف تو یادگار دارم

5

من کانده تو کشیده باشم

اندوه زمانه خار دارم

6

در آب دو دیده از تو غرقم

و امید لب و کنار دارم

7

دل بردی و تن زدی، همین بود

من باز بسی شمار دارم

8

دشنام همی دهد به خسرو

من با دو لب تو کار دارم

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor