غزل شمارهٔ 22
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1گنج عشق تو نهان شد در دل ویران ما
گنج عشق تو نهان شد در دل ویران ما
می زند زان شعله دایم آتشی در جان ما
ای طبیب از ما گذر، درمان درد ما مجوی
تا کند جانان ما از لطف خود درمان ما
یوسف عهد خودی تو، ای صنم با این جمال
می رسد شاهی ترا بر دلبران، سلطان ما
دی خرامان در چمن ناگه گذشتی لاله گفت
نیست مثل آن صنوبر در همه بستان ما
از تب و تاب غم هجران چو ما را دل بسوخت
خود نگفتی این گذر چونست در هجران ما
چشم ما می گوید از سوز غمت شب تا به روز
هیچ رحمی نایدت بر دیده گریان ما
می کنم شادی که گفتا غمزه ات از ناز دوش
خسروا، نزدیک آن شو تا شوی قربان ما
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
غیر وحدت برنتابد همت عرفان ما
دامن خویش است چون صحرا گل دامان ما
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 238
گر بهاین وحشتدهدگرد جنونسامان ما
تا سحرگشتنگریبان میدرد عریان ما
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 239
از پی شمس حق و دین دیده گریان ما
از پی آن آفتابست اشک چون باران ما
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 148
درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما
بی سر و سامانی عشقش بود سامان ما
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 150
تا شد از صدق طلب چون صبح، روشن جان ما
از تنور سرد، آید گرم بیرون نان ما
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 289
فارغ است از سیر گل مجنون سرگردان ما
نقش پای ناقه لیلی است گلریزان ما
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 290
سرخ رو می گردد از ریزش کف احسان ما
چون خزان در برگریزان است گلریزان ما
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 291
خنده ها بر شمع دارد دیده گریان ما
مو نمی گنجد میان گریه و مژگان ما
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 292
Sources
Persian text source: Ganjoor

