غزل شمارهٔ 1817

Toggle stanza 1
نی کار کسی ست عشقبازی
1

نی کار کسی ست عشقبازی

کو دل ننهد به جانگدازی

2

عشقی که نه جان دهند در وی

بازی باشد، نه عشقبازی

3

می آیی و می چکد ز تو ناز

کز سر تا پای جمله نازی

4

تن غرقه خونست، سجده بپذیر

کاین جامه نمی شود نمازی

5

محمودوشان عشق را کشت

حسنت به کرمشه ایازی

6

زلفت که حدیث او درازست

آموخت شب مرا درازی

7

از غمزه تو کجا رهد دل

این کافر و آن کشنده غازی

8

بر یاد تو می زیم، ولی جان

تا کی ماند به چاره سازی

9

خسرو چو نهاده سر به تسلیم

باری بکش، ار نمی نوازی

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor