Toggle stanza 1
چو باد صبح به آن سرو خوش خرام شود
1

چو باد صبح به آن سرو خوش خرام شود

سلام گویم و جان همره سلام شود

2

غلام اویم و هر کس که بیند آن صورت

ضرورت است که همچو منش غلام شود

3

عنایتی که رهی نیم کشت غمزه تست

به یک اشارت ابروی تو تمام شود

4

جدا کنی تو و من پیش خلق شکر کنم

مرا جمال تو باید که نیک نام شود

5

لب و دهان و رخت هر یکی بلای دل اند

یکی دلم چه کند، جانب کدام شود؟

6

به چند سوز دل از آه کار پخته کنم

دگر ره از خنکی های بخت خام شود

7

به فتوی خط او کآیتی ست می ترسم

که خواب بر همه کس بعد ازین حرام شود

8

میان غم زدگانم بخوان که پیش ملک

فقیر نیز بگنجد که بار عام شود

9

ببرد خواب ز همسایه ناله خسرو

مباد مرغ چمن پای بند دام شود

Sources

Persian text source: Ganjoor