Toggle stanza 1
باز بر خونم کمر بربسته ای
1

باز بر خونم کمر بربسته ای

وان دو ابروی سر بر بسته ای

2

من میان بر بستنت را بنده ام

موی را گویی کمر بر بسته ای

3

می روی چون تیر و در دل می خلی

تا خود از شست که بیرون جسته ای

4

ازتری آب از لبانت می چکد

بس که اندر چشم من بنشسته ای

5

تازه کردستی ز نم بر روی خود

هم به خون تازه در پیوسته ای

6

بر زمین پهلو نمی یارم نهاد

بس که خسرو را به مژگان خسته ای

Sources

Persian text source: Ganjoor