غزل شمارهٔ 1068
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1سوار چابک من پیش چشم من مگذر
11
سوار چابک من پیش چشم من مگذر
مرا بکشتی، ازین سو ز بهر من مگذر
22
ببین که چشم کسی چون بود، ز بهر خدا
بدین صفت که تویی پیش مرد و زن مگذر
33
بهانه می طلبند اهل دل که جان بدهند
بپوش روی، وگرنه در انجمن مگذر
44
سرم به خاک ره تست، پرشکسته مرو
نماز می کنم، آخر ز پیش من مگذر
55
به دیده و دل و جان بگذری که جان توام
رواست زان همه بگذر، ازین سخن مگذر
66
غبارهاست ز جعد تو در دلم بسیار
کشان به روی زمین جعد چون سمن مگذر
77
دلا، ز زلف گذر بر لبت اگر نتوان
ولیک تا بتوانی از آن دهن مگذر
Sources
Persian text source: Ganjoor

