Toggle stanza 1
ز من نازک میانی دور مانده ست
1

ز من نازک میانی دور مانده ست

دلی رفته ست و جانی دور مانده ست

2

بگویید از زبان من که آن جا

دلی از بی زبانی دل مانده ست

3

پر از خون است جوی دیده من

که از سرو روانی دور مانده ست

4

هلاک جان من آن پیر داند

که روزی از جوانی دور مانده ست

5

خراشیده بود آواز مرغی

که او از گلستانی دور مانده ست

6

غم و درد غریبی از کسی پرس

که او از خان و مانی دور مانده ست

7

گواهی می ده، ای شب، زاریم را

که از من بدگمانی دور مانده ست

8

شبی یادش دهی از خسرو، ای باد

کزین در پاسبانی دور مانده ست

Sources

Persian text source: Ganjoor