Toggle stanza 1
شبی دیدم چو مه بر بام او را
1

شبی دیدم چو مه بر بام او را

صراحی پیش و بر کف جام او را

2

دعا می کردم و می نامدش یاد

ز مستی بهر من دشنام او را

3

نخواهد دل به خود دشنام ازان لب

ز لعل او همین بس کام او را

4

به دل او را که عشقش خانه سازد

کجا ماند دگر آرام او را

5

کسی کز عارض و زلف تو گوید

همین بس ورد صبح و شام او را

6

دلم دارد هوای پای بوست

ببین در سر خیال خام او را

7

چو برگشتی ز خسرو، کرد پامال

جفای گردش ایام او را

Sources

Persian text source: Ganjoor